ترنمترنم، تا این لحظه: 15 سال و 4 ماه سن داره
طنینطنین، تا این لحظه: 9 سال و 11 ماه و 9 روز سن داره

هستی ما ترنم و طنین

هفته اخر اردیبهشت 91 با ترنم خانم

1391/2/28 3:01
نویسنده : مامان
302 بازدید
اشتراک گذاری

سلام باز هم اومدم

 

وای که ترنم نمیدونی چی شدی ,خوردنی و حسابی شیطون , دیشب دوباره از 12 تا 2 خوابیدی بعد بیدار شدی تا 8 صبح که بابایی می خواستن برن سر کار تعجب, دیگه من که داشتم از خستگی می مردم خمیازهالبته از 2 تا 6 صبح یکبند روی پاهام بودی به امید اینکه بخوابی ولی تا می گذاشتمت توی تختت می زدی زیر گریهکلافه, خلاصه ساعت 6 دیگه تسلیمت شدم و شروع کردی به بازی اینقدر کارهای بامزه می کردی که یادمون رفته بود ساعت چندهابله , تا بابایی می خواستن بخوابن شما می رفتی همون بوس های نازت رو روی گونه هاشون می کاشتی بابایی هم بنده خدا بی خیال خواب میشدن مژه

چنان شاد و شنگول بودی که نگو , ولی متاسفانه من شدیدا کلیه درد داشتم و نتونستم ازت عکس بگیرم هر چند که شما تا دوربین و می بینی فقط می یایی سمت دوربین , خلاصه که نمی دونی چه غش و ضعفی میریم برات و چقدر ناز و ناز تر می شی هر روزقلب .فردا مهمون داریم و پدر جون از تهران دارن میان .

امروز چند بار سعی کردم که وبلاگت و آپ دیت کنم اما همش میومدی ولپ تاپ و می بستی و یا شروع   می کردی به دکمه زدن .خیال باطل

راستی این و هم برات بنویسم کلی امروز از دستت خندیدم داشتی با موبایل مامی ور میرفتی که یکدفعه 1 آهنگ با صدای بلند پلی کردی  و یکدفعه هم , وحشت کرده بودی و هم شروع کرده بودی به رقصیدن و محشر بود این قدر خنده دار بود که نگو بعد هم به من نگاه میکردی که عکس العمل من چی ؟باید بترسی یا خوشحال باشی ؟خندهعاشقتم جوجههههههههههههه

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (2)

خاله سارای ترنم
28 اردیبهشت 91 13:24
الههههههههههی دورت بگردم خاله کاش اینجا بودی دلم برات یه ذره شده میخوامممممممممممت

خاله سارا ما هم شما رو می خواهیم .ما اینجا خیلی تنهاییم (


مادر آیاتای
29 اردیبهشت 91 10:50
عزیزم. قربونش برم. تصور کردم چه حالتی شده کلی خندیدم. شیطون و بامزه. امروز عکساشو برات ایمیل می کنم.به همین آدرسی که توی وبلاگش هست.


مرسی دوست قشنگم. بوس برای هر دو, مادر و دخملی